أبو القاسم گرجي

173

تاريخ فقه و فقها ( فارسي )

اين كتاب از دو جهت حائز اهميت بسيار است : أولا : از اين جهت كه اولين كتاب كامل در اصول فقه شيعهء اماميه است . سيد در اين كتاب گر چه تنها آراء اهل سنّت چون ابو حنيفه و شافعى و جبائيان : ابو على و ابو هاشم و ابو الحسين البصرى و نظام و ابو العباس بن شريح و ابو بكر الفارسي و قفال و ابو القاسم البلخى و امثال آنان را نقل كرده ولى چون در هر مسأله از مسائل علم اصول مانند ساير علوم ، خود داراى نظرى متين و رأيى رزين است تأليف اين كتاب را بايد مبدأ تاريخ استقلال علم اصول شيعهء اماميه دانست . « 1 » ثانيا : از اين جهت كه سيد مرتضى در اين كتاب چنان كه خود در مقدمه گويد « 2 » مسائل اصول فقه را از مسائل اصول دين جدا كرده است در حالى كه در كتبى كه قبل از اين كتاب تأليف مىشده مسائل اصولين به يكديگر خلط مىشده است . « 3 » سيد در اين كتاب در هر مسأله آراء دانشمندان عامه را نقل و ادلهء ايشان را به تفصيل ذكر كرده و در مقام نقد برآمد . و بالاخره مختار خود را با تحقيقى كافى و وافى اثبات كرده و در برخى از موارد نظر بعضى از ايشان را صحيح دانسته و ادلهء آنان را تأييد ، و يا ادلهء جديدى بر مختار خود اقامه كرده است . نقش سيد مرتضى در تطوّر علوم اسلامى تأثير آراء سيّد در نظرات دانشمندان پس از او به خوبى از تأليفات آنان مشهود است ، در تمام مسائل آراء خاصهء او را نقل و چه بسا از او پيروى كرده و احيانا با او به مخالفت برخاسته‌اند ، در بسيارى از موارد عين عبارات او را نقل كرده‌اند « 4 » عدة الاصول شيخ طوسى كه خود يكى از مهمترين منابع اصول فقه شيعهء اماميه است غالبا همان نظرات و استدلالات سيّد را ذكر كرده ، و بلكه در بيشتر موارد همان تعبيرات را نيز با كمى اختلاف به كار برده است و حتّى در بعضى موارد يك بحث مفصل كه مشتمل بر

--> « 1 » . منظور از علم اصول علم به معنى مصطلح است و الا بدون شك منابع قسمتى از علم اصول شيعه را بايد در سخنان امامان معصوم عليهم السّلام جستجو كرد . « 2 » . رك . ص 2 و 3 . « 3 » . براى نمونه به كتاب المغنى ، تأليف قاضى عبد الجبار معتزلى مراجعه شود . « 4 » . به كتابهاى عده ، تهذيب ، معالم ، قوانين ، فصول ، ضوابط و حقائق و كتب ديگر در مباحث اوامر و عموم و خصوص و اخبار و اجماع و قياس و غيرها مراجعه شود .